X
تبلیغات
آويسا كوچولو - آش دندون
آش دندون

سلام.

ابل از همه يه معذرت خواهي از دوستاي خوبم كه بهمون سر ميزنن بلي صفحه ي ما خوب باز نميشه و عسكا رو نديده بودن.  ماماني تصميم داره به خاطر احترام به شما و وقتتون ديده از اين شلكك ها نذاره. تازه تو فكره يه قالب سبك هم بسازه تا ديده مشكل دير باز شدن حل بشه. ببشخييييييييد.

انخدرام ته فكر ميتردم اين دندون مزيت نداشت!!!!

حالا ديده ماماني هر روز صبح مياد دهن منو به زور بررسي ميكنه ميگه بذار ببينم دندونت بزرگ شده!!!! تازه خيلي آدماي ديده هم ميخوان ببينن دندونم رو!!!

قطره های بد ممز آهن و مولتی که میخوردم حالا دیده بدتر هم شده!! بهد ار قرطه مامان با گاز استلیل دهنم رو تمیز میکنه من اصلا خوشم نمیاد

ماماني هر روز ميگه الهي دور دندونات بگردم!!! عجب!!! مده دندون من ميدونه؟ ميخواد دورش بگرده؟؟؟

اگرم گاز بگيرم كه خودم ضرر ميكنم چون اون بخت ديده خبري از شير نيست!!!

حالا همه اينا رو گفتم بلي ماماني ديروز باسم آش دندون پخت!! خيلي خوش گذشت جاي همتون خالي(مخصوصا داج علي و خاله ليلاو هاتف جون) البته مهموني نگرفتن فقط ماماني با كمك مامان بزرگ و مامان جون باسم آش پخت.

اينم عسكاش:

 

 

بالاخره من آش خوردم!! خيييلي دوس داشتم خوش ممز بود. قشق رو انداختم كنار و با دست خوردم!!!

اين عسك رو هم خاله هليا جون تو پست قبلي باسم گذاشته بود. دستت درد نكنه خاله دووووست دارم.

پي نوشت: پريسا جون هم قبول شد. بهش تبريك ميگيم

+نوشته شده در سه شنبه هفتم مهر 1388ساعت9:2توسط مامانِ آويسا |